هوای حوا
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنهء كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت![]()
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشهء فردا زد و رفت![]()
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوٌا زد و رفت![]()
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت![]()
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت![]()
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت![]()
زنده ها خيلی براش كهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت![]()
هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت![]()
دنبال كليد خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:24 توسط سعید بهتویی
|