یــادتــه اولـیـــن لـحــظـه دیـدار ؟!
قسم خوردیم برای هم بشیم یار
ولیکن تا شدم رام تو رفتی
گــذاشـتـی مـنـو با دلـم گـرفـتــار

راضی شدی به مردن غرورم , به یادم اگرچه از تو دورم

به پات می افتادم چـه عـاجـزانـه
اشکای من میریخت چه کودکانه
بــه پــای وعــده بــی اعــتــبـارت
نشسته این دلـم چـه صـادقـانـه

راضی شدی به مردن غرورم , به یادم اگرچه از تو دورم

مـنـو تــنــهـا نــزار , رو قلبم پا نـذار
به دیـدن دلــم , فــقـط بـیـا یـه بــار
خودم قربونیتم , یار جون جـونیتم
مـیـون عـاشـقـا , مــنـو نــزار کـنـار

مــن اولـیـنــو آخریـن خـریـدار اداتـم
هنوزم عاشق لحظه دیدار چشاتم
مــن اولـیـنــو آخریـن خـریـدار اداتـم
هنوزم عاشق لحظه دیدار چشاتم