با من بگو از عشق ، ای آخرین معشوق ، که برای رسوایی دنبال بهونه ام
با من بگو از عشق ، ای آخرین معشوق ، که برای رسوایی دنبال بهونه ام
با بوسه ی آروم ، خوابم رو دزدیدی ، تو شدی تعبیر رویای شبونه ام
من تو نگاه تو ، دنیامو می بینم ، فردای شیرینم نازنین من
چشمای تو افسانه نیست ، که تموم خواب و خیالم بود
تقدیر من عشق تو شد ، که همیشه فکر محالم بود
با بوسه ی آروم ، خوابم رو دزدیدی ، تو شدی تعبیر رویای شبونه ام
من تو نگاه تو ، دنیامو می بینم ، فردای شیرینم نازنین من
چشمای تو افسانه نیست ، که تموم خواب و خیالم بود
تقدیر من عشق تو شد ، که همیشه فکر محالم بود
شب های تنهایی هم رنگ گیسوته ، آغوشتو وا کن بانوی مهتابی![]()
دلواپسی هامو با خنده ی کم کن ، که تویی پایان تردید و بی تابی![]()
من تو نگاه تو ، دنیامو می بینم ، فردای شیرینم نازنین من![]()
چشمای تو افسانه نیست ، که تموم خواب و خیالم بود![]()
تقدیر من عشق تو شد ، که همیشه فکر محالم بود![]()
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 2:30 توسط سعید بهتویی
|