دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم شکنجه می شم ازخودم نمی تونم شکوه کنم
دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم شکنجه می شم ازخودم
نمی تونم شکوه کنم![]()
انگاری کوه غصه ها رو سینه ی من اومده آخ داره باورم میشه
خنده به ما نیومده.... ![]()
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم![]()
تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم![]()
حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم![]()
من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بس ام![]()
دلم گرفته آسمون یه کم منو حوصله کن![]()
نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن ![]()
منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم![]()
برگه ی تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم![]()
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه یکم مهر ۱۳۹۰ ساعت 0:33 توسط سعید بهتویی
|