رفيق من سنگ صبور غم هام به ديدنم بيا که خيلي تنهام
رفيق من سنگ صبور غم هام
به ديدنم بيا که خيلي تنهام
مجنونم و دلزده از ليليا
خيلي دلم گرفته از خيليا
نمونده از جوونيام نشوني
پير شدم پير تو اي جووني
تنهاي بي سنگ صبور
خونه سرد و سوت و کور
توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست
اگرچه هيچ کس نيومد
سري به تنهاييت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بيار و مرد باش
اگر بياي همونجوري که بودي
کم ميارن حسودا از حسودي
صداي سازم همه جا پر شده
هر کي شنيده از خودش بيخوده
اما خودم پر شدم از گلايه
هيچي ازم نمونده جز يه سايه
سايه اي که خالي از عشق و اميد
هميشه محتاجه به نور خورشيد
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 0:20 توسط سعید بهتویی
|