دل من يه روز به دريا زد و رفت پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشهء فردا زد و رفت
به سرش هوای حوٌا زد و رفت
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
آخرش توی غبارا زد و رفت
سنگ توی شيشهء فردا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنهء كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت![]()
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشهء فردا زد و رفت
به سرش هوای حوٌا زد و رفت
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت![]()
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
زنده ها خيلی براش كهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت![]()
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال كليد خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت![]()
سنگ توی شيشهء فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت![]()
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:31 توسط سعید بهتویی
|